الان اعصابم خورده و ناراحتم
ولی یاد گرفتم که به هنگام خشم . نه تنبیه . نه تصمیم . نه دستور .
پس می گذارم تا وقتی که آروم بشم .
التماس دعا
الان اعصابم خورده و ناراحتم
ولی یاد گرفتم که به هنگام خشم . نه تنبیه . نه تصمیم . نه دستور .
پس می گذارم تا وقتی که آروم بشم .
التماس دعا
به نام خدا
کم کم داریم به روز شهادت استاد مرتضی مطهری " معلم بزرگوار انقلاب " نزدیک میشیم . این هفته رو گرامی می داریم و روز معلم رو به همه ی همکاران فرهنگی خودم تبریک میگم .
بهانه ی خوبی شد تا مطلبی از استاد بزرگوارمون نقل کنم . امیدوارم مورد توجهتون واقع بشه . یا علی
---------------------------------------------------------------------

استاد مطهری ضمن آنکه عدالت فردی و عدالت اجتماعی را مبنای متعامل یکدیگر دانسته ، عدالت اجتماعی را نسبت به عدالت در حوزه ی اخلاق فردی مرجح و مورد تاکید اصلی اسلام به شمار می آورد .از نظر اسلام هم فرد ذی حق است و هم اجتماع اما مصلحت اجتماع و اصالت آن بر مصلحت فرد ترجیح دارد . اجتماع دارای ترکیب،وحدت ،خط سیر و صاحب حقوق است و اصالت فرد غلط است هم چنان که پیامبر از آن جهت که ولی امر مسلمین و سرپرست اجتماع آنها و نماینده ی کامل مصالح اجتماع است ،خدا این حق را به او داده است که در آنجا که مصلحت اجتماع بداند ،فرد را فدای اجتماع بکند .
استاد در ذکر معانی عدالت چند مبحث مهم درباره ی این مفهوم ،از جمله نسبی یا مطلق بودن عدالت و رابطه ی عدالت با مساوات را شرح می دهد . وی سه گونه تعریف از عدالت ارائه می کند :
۱. مساوات
۲. تساوی در مقابل قانون
۳. رعایت توازن در اجتماع
"آن چنان که من مجموعا دریافته ام ،عدالت را سه جور می شود تعریف کرد :یکی اینکه عدالت یعنی مساوات ،چون از ماده ی عدل است و عدل یعنی برابری . یک معنای عدالت برابری است ، بلکه اصلا معنا و ریشه اصلی عدالت همان برابری است "
از نظر استاد صحت این معنا از عدالت ،بستگی به نوع تعبیر از معنای مساوات دارد به عنوان مثال اگر عدالت عبارت از برابری و مساوات مردم ،در بهره گیری از موجبات سعادت باشد این ظلم است چون خیلی از موجبات سعادت به دست انسان نیست . هم چنین اگر مساوات را حداقل در اموری که در اختیار بشر است تعبیر کنیم ، یعنی در مسائل اقتصادی ، این هم ظلم است ، چون افراد از لحاظ نبوغ و قدرت کار و ابتکار مساوی نیستند و نمی توان علی رغم این تفاوتشان به آنها به طور مساوی پاداش داد . " بنابراین اگر ما عدالت را به معنای مساوات بگیریم و مساوات را به معنای برابر کردن افراد در پاداش ها و نعمت ها ، اول اینکه شدنی نیست ، دوم ظلم و تجاوز است و عدالت نیست ، سوم اجتماع خراب کن است . چرا که در طبیعت میان افراد تفاوت است " اگر این معنا از عدالت صحیح بود در خلقت نیز همه باید متساوی آفریده می شدند اما این گونه نیست زیرا کمال از اختلاف پیدا می شود و این اختلاف سطح های مختلف است که حرکت ها را به وجود آورده و مایه ی جذب انسان ها به یکدیگر شده است .
عدالت تساوی در مقابل قانون است . یعنی قانون افراد را به یک چشم نگاه بکند قانون خودش میان افراد تبعیض قائل نشود بلکه رعایت استحقاق را بکند . به عبارت دیگر افرادی که از لحاظ خلقت در شرایط مساوی هستند قانون باید با آنها به مساوات رفتار بکند . اما افرادی که خودشان در شرایط مساوی نیستند ، قانون هم نباید با آنها مساوی رفتار بکند بلکه باید مطابق شرایط خودشان با آنها رفتار بکند . این معنای دوم عدالت است .
اساس عدالت برابري است و اصل آن حد وسط بين دو طرف افراط و تفريط .
عدل الهي ، اقتضاي وجود عدالت رادر سرتاسر عالم دارد . عدل در هستي معلول فعل علت العللي است که خود عدل و کمال و عشق لم يزل و لم يزال بوده است و منظومه ي وجود ، مفيض عدالت و کمال اوست . رابطه ي علي حاکم در اين نظام ،برپایه ی عدل مستقر و لايتغيري استوار شده است که در آن هيچ جور و ظلمي نيست . عدالت سبب اول در ذات خود کامل صادر کرده است . عالم متکثر مادي نيز به سبب عدالت الهي در نظامي عادلانه به سوي کمال در حرکت است . در نهايت ، عدل و استحکام و کمال جريان دارد و در هيچ شيء جور و اختلال و نقصي وجود ندارد . عدل بر عالم حاکم است . بنابراين چون مدينه هم بايستي مطابق و متناسب با نظم کائنات باشد ، پس مکان هر فردي در آن لازم است مطابق عدالت باشد " بنابراين ، مدينه ، نظم و توازني مانند انتظام عالم دارد و نظام آرماني فارابي ، هم با نظام کلي آفرينش همانند است و هم با نظام تن موجود زنده " به ديگر سخن گرته اي است از عالم کبير و عالم صغير . در هر سه نظام ، همه ي عضوها کار و کردار خود را در راه تحقق هدف رئيس نخست هماهنگ مي کنند .
به اعتقاد بعضي علما محبت برتر از عدالت است به اين دليل که محبت بر ايه ي انس گيري متقابل طبيعي استوار است اما عدالت ضرورتي اجتماعي است که مصنوعي است . در حالي که لازمه ي محبت ، اتحادي طبيعي است . به عبارت ديگر محبت از عدالت ، ذاتي تر و فاقد عنصر الزام است و اصالت دارد در صورتي که در عدالت ، عنصر الزام و تصنع وجود دارد .
در واقع عدالت در فقدان محبت زاده مي شود . چون اگر محبت بين مردم بر قرار شود ، نياز به عدالت احساس نمي شود . احتياج به عدالت نيز از نبود محبت است و به همين خاطر فضيلت محبت از فضيلت عدالت بالا تر است . محبت بيش از عدالت و انصاف ، وحدت اجتماعي را ميسر مي کند .
يکي از دلايل اصلي ضرورت اجتماع و تعاون وتمدن وحکومت اجراي عدالت وجلو گيري از ظهور متغلبين است .
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.
هر يک از انبيا که آمدند براي اجراي عدالت آمدند و مقصدشان هم اين بود که اجراي عدالت را در همه ي عالم انجام دهند لکن موفق نشدند . حتي رسول ختمي(ص) که براي اصلاح بشرآمده بود ، براي اجراي عدالت آمده بود و براي تربيت بشر آمده بود . باز در زمان خودشان موفق نشدند به اين معنا و آن کسي که به اين معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد کرد . نه آن هم اين عدالتي که مردم عادي مي فهمند که فقط قضيه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانيت ....... حضرت صاحب (سلام الله عليه ) اين معنا را اجرا خواهند کرد و در تمام عالم زمين را پر از عدل و داد خواهند کرد به همه مراتب عدالت . به همه مراتب دادخواهي .....
اين گرفتاري هاي که بشر به آن مبتلاست اين نحو گرفتاريهاست اينطور حق کشي هاست که سرتاسر عالم را فراگرفته است و اگر چنانچه يک منجي براي اين بشر پيدا نشود – و انشاءالله اميدواريم که به زودي پيدا بشود و خداوند منجي بزرگ را به داد بشريت برسان – اگر دير بشود اصلاً هلاک در بين همه شان يک امر ساري عمومي مي شود .
صحیفه ی امام خمینی (ره)
برگرفته از وبلاگ "عدالت حضرت مهدی (عج)"
به نام حضرت دوست که همه هستی از اوست
داشتم یه نگاهی به گلستان سعدی - علیه الرحمه – می انداختم که چشمم به حکایتی افتاد از باب اولش . حیفم اومد براتون روایت نکنم . البته متن نوشته ی نستعلیق رو می تونید اینجا گوش کنید . متن پایینش رو هم از کتاب " کلیات سعدی " نوشتم . سعی کردم کلمات و جملاتش رو عین نوشته های کتاب بنویسم و رسم امانت رو رعایت کنم .

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
" آورده اند نوشین روان ۱ عادل را در شکارگاهی صیدی کباب کردند و نمک نبود . غلامی به روستا رفت تا نمک آرد . نوشیروان گفت : نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد . گفتند : از این قدر چه خلل آید ؟ گفت بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است . هر که آمد ، برو مزیدی کرده تا به غایت رسیده .
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی بر آورند غلامان او ، درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد زنند لشگریانش هزار مرغ به سیخ
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
۱. نوشین روان = نوشیروان ٬ انوشیروان
تا به زودی
منظور از حق، امتياز و نصيب بالقوهاى است كه براى شخص در نظر گرفته شده و بر اساس آن، او اجازه و اختيار ايجاد چيزى را دارد يا آثارى از عمل او رفع شده و يا اولويتى براى او در قبال ديگران در نظر گرفته شده است و به موجب اعتبار اين حق براى او، ديگران موظفاند اين شئون را محترم بشمارند و آثار تصرف او را بپذيرند.
طبق تعريف مذكور، عدالت زمانى تحقق مىيابد كه به حقوق ديگران احترام گذاشته شود و اجازه و اختيار و يا تصرفى كه حق فرد است، به او داده شود و از تجاوز به حقوق فرد پرهيز گردد. حق در معناى ذكر شده به معناى آن چيزى است كه بايد باشد - چه تا به حال رعايت شده باشد و چه نشده باشد - نه به معناى آن چه كه هست.
هر چيزى در جامعه داراى حق است و تعادل اجتماع هنگامى ميسر مىگردد كه اين حقوق مراعات شود؛ براى مثال، يكى از بزرگترين حقوقى كه افراد بشر دارند، حق تعيين سرنوشت است، حال اگر به دلايلى اين حق از انسان سلب گردد به عدالت رفتار نشده است. براى اجراى خوب اين بُعد از عدالت اجتماعى، كارهايى بايد صورت گيرد: نخست، بايد حقوق، اولويتها و آزادىهاى افراد معين و مشخص شود؛ دوم، جايگاه صحيح اين حقوق تعيين گردد و سوم، اين حقوق به درستى و از سوى افراد و مراجع ذىصلاح مراعات شود. همه افراد به شناخت حقوق متقابل خود با ديگران ملزماند. سعادت و كمال هر انسانى در گرو شناخت و مراعات حقوقى است كه بر گردن اوست .
بسم الله النور
الهی عظم البلاء ..........
![]()
آقا جون قربونت برم من . تسلیت میگم آقای من ...
کی میای قبله ی عالم تا دلامون بشه روشن
هر روز یه مصیبت و بلا سرمون میارن و میخوان ما رو مشغول خودمون کنن و اختلافات بین مسلمونا رو دامن بزنن .
خدایا ! خدایا ! خدایا ! صاحب زمان ما رو برسون تا انتقام این همه ظلم به این خاندان معصوم و مظلوم رو از اینا بگیریم .
مگه میشه مسلمون آرامش داشته باشه توی این دنیا ؟
اگه این طور بود و همه دین پذیر بودند دیگه چه لزومی داشت آقامونو نبینیم و دوریش رو تحمل کنیم . اگه آرامش توی دنیا بود که نمی گفتند دنیا زندان مومنه .
مهم اینه که ما بیدار باشیم و گوش به زنگ ... فقط کافیه سید علی یه ندا بده ... جونمون رو کف دستمون می گیریم و ...
آقامون میاد ... انگار خیلی نزدیک شده ... همه ی اینا نشونه است ... خدا کنه زودتر بیاد ... باید دعا کنیم ... دعا کنیم ... دعا کنیم ... دعا کنیم ... دعا کنیم ... دعا کنیم ... دعا کنیم ... دعا کنیم ...
اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن ،
صلواتک علیه و آله ،
فی هذه الساعه و فی کل ساعه ،
ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا ،
حتی تسکنه ارضک طوعا
و تمتعه فیها طویلا .
این دفعه از عدالت اسمی نبردم ولی آقامون عین عدالته . عین عدالت . خدا هر چه زودتر برسوندش . آمین یا رب العالمین .
برابرى از مهمترين ابعاد و بلكه اصلىترين معناى عدالت است. معناى برابرى اين است كه همه افراد صرف نظر از مليت، جنس، نژاد و مذهب، در إزاى كار انجام شده از حق برابر به منظور استفاده از نعمتهاى مادى و معنوى موجود در جامعه برخوردار باشند. مبناى برابرى اين است كه: «انسانها به حسب گوهر و ذات برابرند... و از اين نظر، دو گونه يا چند گونه آفريده نشدهاند». يا به فرمايش رسول اكرم"صلى الله عليه وآله": ( الناس كأسنان المشط ) ؛ مردم مثل دانههاى شانه هستند. اما آيا برابرى ذاتى انسانها سبب برابرى آنها در همه زمينهها مىباشد ؟ و آيا تفاوت استعدادها و شايستگىهاى افراد باعث نابرابرى آنها با سايرين نمىشود؟
ارسطو برابرى را در لحاظ نمودن افراد در برخوردارى از ثروت، قدرت و احترام مىداند و معتقد است بايد با هر كس مطابق با ويژگىهايش برخورد كرد. از طرف ديگر، عدهاى برپايى مساوات عادلانه را در دادن ميزان آزادى، معقول مىدانند تا ميدان براى فعاليت كليه افراد فراهم گردد:
به موجب اين كه مقدار فعاليتها و كوششها يكسان نيست، اختلاف و تفاوت به ميان مىآيد: يكى جلو مىافتد و يكى عقب مىماند؛ يكى جلوتر مىرود و يكى عقبتر... به عبارتى، معناى مساوات اين است كه هيچ ملاحظه شخصى در كار نباشد.
ادامه دارد ...
![]()


![]()
ایام محرم و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین رسید .
این ایام مقارن شده با اهانت غرب به اسلام و رسول اکرم (ص) .
خدا به همه مون رحم کنه .
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
و آخر تابع له علی ذلک ، اللهم العنهم جمیعا .
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و اهلک اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین .
این شعرم رو تقدیم می کنم به همه ی عاشقان حسین (ع).
التماس دعا
![]()
پرواز غروب جاودانی شده بود
معنای بلند زندگانی شده بود
باران عطش از آسمان می بارید
خورشید امیر پاسبانی شده بود .
![]()
دیدگاه های رئیس جمهور درباره ی عدالت
اقامه عدل و قسط ، اعلى مقصد انبيا و اوليا و آرزو و آرمان همه آزادگان جهان است. اگر عدالت بيايد ، ظلمت بى عدالتى و تبعيض و ظلم رخت برخواهد بست ، كام جان مردم با شهد عدالت كه محبوب خداست ، شيرين مى شود و با حقيقت پيوند مى خورد . راه گم كردگان با رايحه عدالت به راه حق برخواهند گشت . اين دولت به تبعيت از فرهنگ ناب اسلامى و با توجه به مطالبات عمومى با همه توان براى بسط عدالت در همه عرصه ها خواهد كوشيد. عدالت در توزيع فرصتها و امكانات، تخصيص منابع براى مناطق مختلف به نسبت محروميتها ، استعدادها و ظرفيتها ، رفع فقر و مبارزه با تبعيض و فساد در سازمان ادارى سرلوحه اقدامات دولت خواهد بود . راهى پرفراز و فرود در پيش است كه توفيق آن در گرو قيام همگانى و تن دادن به لوازم اجراى عدالت است .
سخنرانی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری 12/5/84
سلام دوستان گرامی : این مطلب رو توی وبلاگ پرسش مهر6دیدم . برام جالب بود . حیفم اومد شما نخونیدش . پس این شما و این ...
استاد شهيد مطهرى(رحمه الله) مى فرمايد: كلمه «عدل» در مجموع چهار معنا و يا چهار مورد استعمال دارد:
الف) موزون بودن; كه نقطه مقابل ظلم نيست بلكه بى تناسبى است.
ب) تساوى و نفى هر گونه تبعيض
ج) رعايت حقوق افراد و عطا كردن به هر ذى حق، حق خودش را
د) رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آن چه امكان يا
كمال وجود دارد.بنابراين، «عدل» معنا و مفهوم وسيعى دارد.
«عدل» همان قانونى است كه تمام نظام هستى بر محور آن مى گردد، آسمان و زمين و همه موجودات با
عدالت بر پا هستند;
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: «بالعدل قامت السماوات و الارض; آسمان ها و زمين به
واسطه «عدل» بر پا است.»
به تعبير ديگر، «عدل» به معناى واقعى كلمه آن است كه هر چيزى در جاى خود باشد، پس هر گونه
انحراف، افراط، تفريط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق ديگران و... بر خلاف اصل عدل است.
خداوند متعال در آيات متعددى بر رعايت اين اصل تأكيد دارد:
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسَـنِ وَ إِيتَآىِ ذِى الْقُرْبَى وَ يَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنكَرِ وَ الْبَغْىِ يَعِظُكُمْ
لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون ; (نحل، 90) خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان مى دهد و از فحشاء
و منكر و ظلم و ستم نهى مى كند، خداوند به شما اندرز مى دهد شايد متذكر شويد.»
تا به زودی